
یک روز ...
قصهها چنین آغاز میشود؛
این روایت دیگری،
روایتِ من
از امروز ...
فرزاد گلی – امروزنامه
------------------------------------------
------------------------------------------
درنگ امروز
به بهانه روز مهندس
«طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد» حافظ
من فکر میکنم مهندسین آدمها را جاندارتر و زندهتر میکنند! بله منظورم پزشکان نبود مهندسین بود. همچنین مهندسین انسانها را آگاهتر میکنند! بله منظورم فیلسوفان و روانشناسان نبود مهندسین بود. و مهندسین باعث میشوند ما بیشتر عمر کنیم.
چراغی(که این هم از ساخته مهندسین است)به موضوع بتابانیم تا قضیه روشن شود:
ما در عصری زندگی میکنیم که با تلفن همراه خود به همه چیز دسترسی داریم؛ کسی یک ساعت قبل در ینگه دنیا سخنرانی آگاهیبخشی میکند و ما در یک کانال اجتماعی به آن گوش میدهیم و آگاهتر میشویم و شکرگزار مهندسینی که این امکان را به وجود آوردهاند هستیم، با یک جستجوی ساده در اینترنت به منابع زیادی دسترسی پیدا میکنیم، در طول عمر خود به مدد ماشین و هواپیما مسافرتهای بیشتری میرویم، جاهای بیشتری می بینیم، کارهای بیشتری انجام میدهیم. کارهایی که قبلا به ۵۰۰ سال زمان نیاز داشت ما در عرض ۵۰ سال انجام میدهیم، پس درحقیقت ما به نوعی بیشتر زندگی میکنیم، یعنی مانند این است که بیشتر عمر کردهایم.
این مثالها قطرهای بود از دریایی بیکران وهمه این آسمان و ریسمانها برای این بود که روز مهندس را به مهندسین تبریک بگم.
از طرف دیگر حافظ در ابیات بالا نگاه شاعرانهای میکند و میگوید طاق ابروی یار نیز مهندس است، هنر ساختن دارد( وشاید هم هنر ویران کردن، بدون دینامیت و محاسبات!). پس به درستی میتوان به کسی که با هنر خود آشیانه محبتی میسازد لقب مهندس داد؛ "مهندس عمران محبت"!
«خلل پذیر بود هر بنا که میبینی
مگر "بنای محبت "که خالی از خلل است.»
امید که بتوانیم این "غم آشیان" را به "طربسرای محبت" تبدیل کنیم و در این رشته مهندسی هم، تجربه کسب کنیم و آن وقت همه به هم روز مهندس را تبریگ بگیم.
"روز مهندس به همه مبارک"
محسن استکی